فرایند داوری در مسابقه طراحی داخلی و ورودیهای ایستگاه مترو تبریز از دیدگاه یکی از داوران

پیرو اعلام نتایج مسابقه طراحی داخلی و ورودی های ایستگاه های متروی تبریز  دبیرخانه مسابقه طراحی داخلی و ورودی‌های ایستگاه شماره ۷ (دانشگاه تبریز) قطار شهری تبریز، در جهت کمک به شفاف سازی “فرآیند برگزاری و داوری”، دیدگاه های دکتر علی مظفری عضو محترم هیأت داوران مسابقه را که به درخواست آن دبیرخانه تدوین شده است را منتشر کرد:

دکتر علی مظفری؛ (عضو هیأت داوران مسابقه):
در پاسخ به نامه مورخه پنجم اسفند ماه نود و چهار خورشیدی، مبنی بر اعلام دیدگاه‌های داوران در خصوص مسابقه، فرآیند برگزاری، طرح‌های رسیده و روند داوری، نقطه نظرات خود را به شرح پیوست به اطلاع می‌رسانم.

اطلاعات مسابقه:
•    اطلاعات و مدارک فنی خواسته‌شده از شرکت‌کنندگان کافی بود. حال اگر شرکت‌کننده‌ای توجه نداشت و یا ما به عنوان داور توجه کافی نکردیم، قصور از برگزارکننده نیست.
•    اینکه در اطلاعات مسابقه تأکید شده بود که اینجا یک فضای شهری است و فرصت پرداختن به این موضوع برای شرکت‌کنندگان فراهم شده بود؛ نکته بسیار مناسبی است. وجود این فضای شهری یک فرصت بسیار درخشان و استثنایی در اختیار شهر و طراح گذاشته است.
•     شاید بهتر می‌بود که زمان بیشتری برای تبلیغ مسابقه، دریافت طرح ها و فرآیند مسابقه در نظر گرفته می‌شد. شاید برخی از کسری‌ها به دلیل محدودیت زمانی، پیش آمده‌اند.
•    هیأت داوران متفقا به این نتیجه رسیدند که در این مسابقه باید طرح فضای داخلی ایستگاه از فضای خارجی آن تفکیک می‌شد. این موضوع از موقعیت و شرایط ویژه ایستگاه ناشی می‌شود که یک فضای باز شهری آن را احاطه کرده و این خود به تنهایی یک پروژه جدی است. این موضوع البته می‌تواند در ایستگاه‌های دیگر بسته به موقعیت و شرایط آن‌ها به شکل دیگری باشد.
•    به نظر من باید در اطلاعات مسابقه جزئیاتی در خصوص برآورد حجم مسافران ورودی و خروجی این ایستگاه در ساعت‌های اوج و در طی ساعت‌های کاری مترو، ارایه می‌شد. این ایستگاه در کنار دانشگاه تبریز قرار دارد و بخشی از فضای شهری مقابل آن نیز جزو محدوده مسابقه است که این موضوع در حجم استفاده‌کنندگان از مترو تأثیرگذار است. این اطلاعات به شرکت‌کنندگان آگاهی می‌داد که با چه نوع فضای شهری سر و کار دارند و باید چه خدماتی را برای چه تعداد از مسافران در طرح‌های خود پیش‌بینی کنند؛ چیزی که کمبودش به وضوح در اغلب طرح‌ها و احتمالا به طور حادتر در طرح منتخب مشهود بود.
•    شرایط اقلیمی شهر تبریز باید در اطلاعات مسابقه معرفی می‌شد. اگرچه امروزه این اطلاعات به صورت آنلاین هم در دسترس است اما بهتر بود که ویژگی‌های کلی اقلیمی تبریز در قالب یک لینک یا جدول در دفترچه مسابقه ارایه می‌شد. طراحان برخی طرح‌ها گویا هرگز به این شهر مهم قدم نگذاشته بودند و در نتیجه دیاگرام‌های جذابی از کوران هوای آزاد در اطراف سکو ارایه کرده بودند که تو گویی طرح در اهواز قرار دارد.

کمیته فنی:
•    همان طور که یکی دیگر از داوران نیز به درستی اشاره کرد، با توجه به محدودیت زمان داوری بهتر بود که کمیته فنی قبل از داوران طرح‌ها را از لحاظ فنی بررسی کامل می‌کرد تا آن دسته از کارهایی که حداقلِ‌ معیارها را رعایت نکرده بودند، مثلا در آن‌ها نقاط اجباری پروژه از قبیل کد ارتفاعی ریل رعایت نشده بود، کنار گذاشته می‌شدند. شاید بهتر بود در مسابقه تصریح می‌شد که طرح‌هایی که متن را به گونه‌ای غیرواقعی جلوه بدهند یا ساختمان‌های موجود را جابه‌جا کنند و یا شهر را به نوعی دستکاری کنند که طرح‌شان به لحاظ بصری بهتر جلوه کند، کنار گذاشته خواهند شد. باید عرض کنم که یکی از کارهایی که متأسفانه به مرحله نهایی هم رسید دقیقا چنین کرده بود. به این دلیل فکر می‌کنم شاید کمیته فنی به زمان بیشتری نیاز داشت تا بتواند توضیحات کافی را در ارتباط با مسایل فنی طرح‌ها رسیده به صورت موجز و مدون به هیأت داوران ارایه دهد.

ترکیب هیأت داوران:
•    به نظر من  برگزارکننده از نظر انتخاب ترکیب هیأت داوران موفق عمل کرده است. هیأت داوران توازن و ترکیب خوبی از افرادی با تجارب و دیدگاه‌های متنوع داشت. با این وجود، شاید بهتر بود که از یک متخصص مترو در ترکیب کمیته فنی استفاده می‌شد که بتواند در خصوص جنبه‌های فنی و اجرایی،‌ نظرهای قاطعی بدهد. این موضوع کمک می‌کرد که قضاوت‌ها واقعی‌تر باشند. همچنین کمبود نگاه شهرسازانه در گفتگوهای هیأت داوران محسوس بود که با توجه به موقعیت زمین طرح، حضور یک شهرساز که درکی هم از ملزومات حمل و نقل شهری داشته باشد به کیفیت انتخاب پروژه‌ها می‌افزود.

فرآیند داوری:
•    باید توجه داشت که کار داوری امری جدی و خطیر است و در نتیجه روال انجام کار معمولا باید حرفه‌ای و به دور از تعارفات و ملاحظات دست و پا گیر انجام شود.
•    فرآیند حذفی در روند داوری که توسط آقای هاشمی پیشنهاد شد با توجه به محدودیت زمان، روش مناسبی بود؛ اما باید توجه کرد که در این روش داور نباید تحت فشار جمعی سایر داورها قرار گیرد. در مرحله نهایی داوری بهتر بود به جای ۵ طرح اول به ۱۰ طرح اول رأی داده می‌شد چراکه این موضوع کمک می‌کرد دامنه انتخاب وسیع‌تری داشته باشیم و نتایج بهتری بگیریم.
•    معتقدم که برای قضاوت باید معیار داشت. سلایق شخصی به جای خود، ولی برخی مسأیل به گونه‌ای هستند که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت. لزومی به یکدستی مطلق در معیارها هم نیست و درک دقیق پدیده‌‌ی مورد بررسی ـ در این مورد “مترو” ـ از احتمال سردرگمی در داوری می‌کاهد.
همچنین باید بین یک اسکیس‌ و طرح دانشگاهی، مسابقه‌ی ایده، و کار قابل اجرا؛ بین جلسه کرکسیون دانشگاهی و قضاوت معماری تمیز داد. کلیه طرح‌های مسابقه ایده‌های جالب و قابل پروردن داشتند. اما نهایتا باید یک طرح بر اساس مدارک تحویل شده و نه پتانسیل‌های شبه‌تئورتیک و فرضیِ آینده‌اش انتخاب می‌شد. عدم توجه به این مسأله به نتایجِ غیر‌منتظره و بعضا تاسف آور می‌انجامد.
•    در رابطه با نقش داور علی‌البدل، که موقعیتی بسیار مهم هم هست، یک سردرگمی همه‌جانبه به چشم می‌خورد. با اینکه داور علی‌البدل رای نداد، اما در ترغیب و جهت دادن به رایِ بیشتر داوران نقشی محوری ایفا کرد. علیرغم ارادت شخصی، به نظر من چنین تأثیر‌گذاری در محدوده‌ی وظایف داور علی‌البدل نیست و باید به او تذکر داده می‌شد.
•    در کنار رأی دادن باید فرصت یادداشت گذاشتن هم وجود می‌داشت. مثلا طرح برنده مشکلات قابل توجهی دارد. قبل از رأی‌گیری و قطعی‌شدن آن باید بر روی این نقطه ‌نظرات توافقی انجام می‌گرفت یا اینکه توافق می‌شد که هیأت داوران یادداشت‌های اصلاحی را در اختیار کمیته فنی می‌گذارد. به هر حال باید فرآیند مشخصی در این زمینه وجود می‌داشت. این فرآیند مشخص نبود.

چالش‌های اخلاقی و ترتیبات حل و فصل آن‌ها:
•    دبیرخانه دایمی مسابقات معماری و شهرسازی نهادی است که به تازگی تأسیس شده است، می‌تواند و باید نقشی محکم و مثبت ایفا کند. نماینده این کمیته هم در جلسه داوری بسیار حرفه‌ای عمل کرد و کارش را به درستی انجام داد. اما اینکه این نهاد توان قانونی و جایگاه لازم را برای ایفای نقش دارد، جای سؤال است. مبحثی که باید در فعالیت این نهاد بهتر به آن پرداخته شود، پروتکل‌های تضاد منافع است. این پروتکل‌ها اگر در قانون وجود ندارند باید تعریف شده و گنجانده بشوند و این نهاد می‌تواند انجام این کار را تسهیل کند. این نهاد وجدان اخلاقی یک مسابقه خواهد بود. افرادی که در این نهاد حضور دارند، افرادی حرفه‌ای هستند و دارای یک سرمایه فکری‌اند که باید به جریان انداخته شود.
•    تضاد منافع و شبهه‌ی تضاد منافع مفاهیم تازه‌ای نیستند اگرچه چنین به نظر می‌رسد که جامعه‌ی معماری ما هنوز در برخی موارد در حل و فصل چنین مفاهیمی ممکن است دچار سردرگمی باشد. به طور خلاصه می‌توان از شبهات به سادگی پیشگیری کرد. مثلا در هنگام شرکت در مسابقه اگر شرکت‌کننده با داوری همکاری نزدیک دارد می‌تواند در نامه‌ای رسمی این موضوع را به برگزارکننده اعلام کند تا برگزارکننده تدابیر لازم را فراهم آورد. و یا مثلا باید اطمینان حاصل کرد که طرح برگزیده به هیچ عنوان و در هیچ ظرفیتی سر از دفتر حرفه‌ای و یا کارگاه خصوصی داوری در نمی‌آورد که این امریست آشکارا غیر اخلاقی و غیر‌حرفه‌ای.

دکتر علی مظفری
دهم اسفند ماه هزار و سیصد و نود و چهار

مطالب آرک دی را در کانال تلگرام آرک دی دنبال نمایید.

همچنین ببینید

فراخوان مسابقه دانشجویی «طراحی فضای نمایشگاهی روی بام» – تبریز

دانشگاه هنراسلامی تبریز برگزار می کند: مسابقه دانشجویی «طراحی فضای نمایشگاهی روی بام» اهداف مسابقه: ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *